حاج ملا هادي السبزواري

214

شرح مثنوى

پاداش : جزا . ( ( 3527 ) ) اجتهادى مىكند با حزر و ظن * كار در بوكست تا نيكو شدن ن 1003 9 - ك 338 18 بوك : مخفف بود كه ، چنين باشد ، يعنى تابع مظنّه است ، نه يقين . كه در احكام فرعيه ظن احرايى [ ؟ ] پيدا شود كافى است . ( ( 3534 ) ) كز ضَجَر خود را بدرّاند شكم * غصهء آن بىمرادىها و غم ن 1003 16 - ك 338 21 بىمرادىها : حق را به غير دل نبود منزل دگر آن هم دل شكسته دلان نى دل دگر أَنَا عِنْدَ المُنْكَسِرَةِ قُلُوبُهُمْ لِاءجْلى ( 1 ) . بلكه بىمرادى دنيوى پيشه كن تا غنى شوى . بر آيد مدّعاهايت اگر بىمدّعا گردى و اين معنى بنا بر آنست كه نسخهء اصح « خوش » است و آخر « با مرادى » است ، به موحده . و بعض نسخ « ناخوش » است و آخر « نامرادى » است به نون . ( ( 3536 ) ) تا بگفتى جبرئيلش هين مكن * كه ترا بس دولت است از امر كُن ن 1003 21 - ك 338 25 از امر كن : چنان كه در غزوهء تبوك حضرت ختمى ( ص ) فرمودندى : كُنْ أبا ذَرْ فَكانَ . ( ( 3540 ) ) همچنين مىبود تا كشف حجيب * تا بيابيد آن گهر را او ز جيب ن 1004 3 - ك 338 27 حجيب : امالهء حجاب . ز جيب : * ( وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ 51 : 21 ( 2 ) . و صحيح نسخهء « بيابيد » است ، نه « بيابد » . ( ( 3541 ) ) بهر هر محنت چو خود را مىكشند * اصل محنتهاست اين چونش كشند ن 1004 4 - ك 338 28 بهر هر محنت : عذر انداختن مصطفى است كه مىبينم مردمان به جهت محنتهاى شديده و عتبهاى اكيده گاهى خود مىكشند ، با آن كه مقاصد دنيويه همه داثر و زايل و حبابآسا است ،

--> ( 1 ) شرح تعرّف ، ج 3 ، ص 127 با اندك اختلاف . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء ذاريات ، آيهء 21 . .